میزانی خنده در روز لازم است.
با سلام
من الان از ناهار میام، جای شما خالی. غذا رو که خوردم گفتم تا یکی دو ساعت دیگه که بیکارم برم یه سر به وبم بزنم ببینم چه خبره . راستش رو بخاین خبر تازه ای نبود!
امروز همین جوری الکی خیلی خوشحالم. نمیدونم علتش چیه؟ البته فکر نکنین دیوونه شدم.حالا بماند میخام امروز چند تا جک بحال از اینترنت گرفتم در این وب قرار بدم. امیدوارم از جکها راضی باشین. شاید بعضی هاش هم بی مزه باشه،در این مورد منو ببخشید.
۱.به ترک میکن با لوبیا جمله بساز میکه کوجولو بیا |
| |
۲.یه روزی یه ترکه میره مسابقه قرآن . اما با لباس ورزشی |
| |
۳. یه روز به یه ترکه میگن یه کلمه بگو که توش آب باشه.میگه "لوله" |
| |
۴. یه ترکه سوار اتوبوس می شه از یه دختر ه خو شش میاد شماره اتوبوس بر میداره |
| |
۵. به ترکه میگن شما ترکا همتون اینقدر ساده اید میگه نه راه راهمون هم تو افریقا پیدا می شه |
| |
۶. یه ترکه دماوندو فتح می کنه. ازش می پرسن آقا انگیزه شما از این فتح بزرگ چی بود؟ میگه والا انجیزه کی نداشتیم بار خورد رفتیم
۷. تورکه میخوره به جدول میشینه حلش میکونه. |
| |
۸. ترکه اسم بچش رو می زاره "مراد" می گن چرا حالا مراد. مگه آب نطلبیده مراده |
| |
۹. ترکه سیاهپوش میآد اداره میگن چی شده؟ میگه بابام مرده. بهش می گن پس چرا صورتت زخمی شده؟ میگه آخه وقتی قبرش می کردم مقاومت می کرد!!!!! |
| |
۱۰. ترکه هر کار میکنه بچش نمی خوابه بهش ژل میزنه.!!! |
| |
۱۱. یه ترکه مهم میشه .زیر خودش رو خط میکشه. |
| |
۱۲. دو تا ترک تو سازمان فضائی ناسا کار میکردن . هر روز میرفتن کافی شاپ و به گارسون میگفتن قهوه ترک داری گارسون هم میگفته نخیر نداریم خلاصه چند بار این موضوع تکرار میشه تا گارسون صبرش تموم میشه یه روز که میان و میگن که قهوه ترک داری گارسون میگه بله داریم بنشینید تا براتون بیارم بعد هم میره و تو قهوه سوخت موشک میریزه میاره میزاره جلو ترکا اونها هم با به به و چه چه میخورن و میرن نصف شب تلفن یکیشون زنگ میزنه گوشی رو بر میداره میگه: ها بفرما دومی میگه : الو اوروج خودتی اولی میگه ها بیوک توئی چیکار داری دومی میگه : ببینم اوروج دور چشات قرمز نشده اولی میگه: ها چرا قرمز شده دومی میگه : ببینم شیکمت باد نچرده . اولی میگه : چرا چرا باد چرده. دومی میگه : هــی نچسی ها من سنگاپورم. |
| |
۱۳. ترکه سوار آسانسور میشه میبینه نوشته:ظرفیت12نفر با خودش میگه :عجب بدبختیه ها!حالا11 نفر دیگه از کجا بیارم |
| |
۱۴. به ترکه میگن اگه همه دنیارو به تو بدن چکار میکنی. میگه میفروشم میرم خارج |
| |
۱۵. یه روز دکترا مغز یه ترکه رو میشکافن می بینن یه سیم از یه طرف سرش به یه طرف دیگه وصل شده. بعد میگن عجب تکنولوژی پیشرفته ای بعد میان سیم رو قطع میکنن ببینن چه میشه میببینن گوشهاش می افته |
۱۶. یارو ترکه میشینه توآب.میگن چرا تو اب نشستی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟میگه می خوام در جریان باشم!!!!!!!!! |
| |
۱۷. روز قیامت دارن موجودات زنده رو خدا به بهشت و جهنم تقسیم میکنه خدا میگه تمام حیوانات برن بهشت ترکه سرشو پایین میندازه میره جولو در میگن کجا میری میگه خدا گفته تمام حیوانات برن بهشت میگن تو که ادمی ترکه عصبانی میشه و میگه آخ خواهر دنیا از اول دنیا ما خر بودیم اینجا که رسید آدم شدیم |
| |
۱۸. ترکه خونش خالی میشه زنگ میزنه دوست دخترش بیاد دختره می یاد در میزنه میبینه هیچکس خونه نیست!! |
| |
۱۹. تو نماز جمعه تبریز ملت داشتن به آمریکا و اسرائیل فحش می دادن و میگفتن کثافت, الاغ! امام جمعه میگه بانوان محترم لطفا هفته دیگه نیاین میخوایم فحش ناموسی بدیم!!! |
| |
۲۰. یک روز یک ترک با پسرش در یک خونه رو میزنن وفرار میکنن صابخونه میاد بیرون می گه کره خر وایسا پسر میگه با با تو برو که من رو شناخت! |
| |
۲۱. یه روز یه ترکه یه بسته 1000 تومانی پیدا می کنه میره بازار داد می زنه عکس امام 100 تومان |
| |
۲۲. یه روز به یه ترکه می گن اسمت چیه میگه همزه اما خونه 6 کوچیک صدام می کنند |
| |
۲۳. به ترکه میگن با شاش جمله بساز میگه رفته بودیم خونه اصغر اینا داداشاشم بودن! میگه خره شاش به معنی جیش و میگم میگه اتفاقا آبجیشم بود!! |
| |
۲۴. یکی از یه تورک می پورسه حالت خوبه می گه: مگه تو دکتوری |
| |
۲۵. یه روز یه ترکه دماغش میکشه بالا چشماش سبز میشه. |
|
۲۶. یه روز یه ترکه سوتین پیدا میکنه میگه اخه کلاه بچگی لاله و لادن! |
| |
۲۷. به ترکه میگن دودوتا میگه 5تا میگن خره 4 تا میشه ترکه میگه هان از اون لحاظ می گی |
| |
۲۸. از یه ترکه میپرسن : شما (ک)چه طور تلفظ میکنید؟ ترکه میگه:ما(ک) 4 جور تلفظ میکنیم 1.یه ک که ک تلفظ میشود مثل:کلافه 2.یه ک که چ تلفظ میشود مثل:بانچ (بانک) 3.یه ک که خ تلفظ میشود مثل:تراختور(تراکتور) 4.یه ک که اصلا" تلفظ نمیشود مثل:اقای دوه تور (اقای دکتر) |
| |
۲۹. ترکه روی ریل راه آهن میخوابه بهش میگن چرا اینجا خوابیدی ؟ میگه میخواهم خود کشی کنم. میگن بس اون نان بربری چیه دستت؟ میگه بر فرض قطار نیامد من اینجا از گشنگی بمیرم. | |
۳۰. یه ترکه تو خیابون میرفته یهو میخوره زمین برایه انکه زایه نشه تا خونشون سینه خیز میره |
| |
۳۱. به یه ترکه میگن نظرت در مورد زلزله بم چیه : می گه والا این زلزله مشت محکمی بود به دهن آمریکا |
| |
۳۲. ترکه بلال میخوره یه هفته اذان میگه... |
| |
۳۳. از یه ترکه میگن چرا گردنت بو میده ـ میگه هر که میگوزه میگذارن گردن من |
| |
۳۴. یه روز یه ترکه میره خواستگاری.پدر عروس میگه عروس میخواد درس بخونه.ترکه میگه مشکلی نداره.میرم 1 ساعت دیگه میام! |
| |
۳۵. به ترکه میگن آقا ببخشید شما فارسین؟ میگه چشماتون قشنگ میبینه؟! |
| |
۳۶. یک روز بچه های تهران تصمیم می گرن دیگه ترک ها رو ضایع نکند .یک بارم خودشون و جلوی ترک ها ضایع کنند.1نماینده می فرستن تبریز.تهرانی که می رسه شب بوده بعد می بینه که چندتا ترک یک جا جمع اند .تهرانی با مشت و پا هی میزنه به یک تیر چراغ برق .ترکه میاد میگه چی کار میکنی حاجی .تهرانی میگه :والا من از تهران امدم تهرانیم هرچی در می زنم در باز نمی کنن .ترکه سرشو میگیره بالا میگه والا چرا غاشون که روشن شما یجبار دیگه سعی جن |
| |
۳۷. ترکه میاد از جوب رد شه شلوارک پاش بوده یهو شلوارکش جر میخوره . میگه: خوب شد شلوارک پام بود اگر نه کونم جر میخورد... |
| |
۳۸. به ترکه میگن با خیار یه شعر قشنگ بخون . ترکه میگه : خیار.. صد دانه یاقوت دسته به دسته... |
| |
۳۹. ترکه زنش حامله بوده، نگاه میکنه به شکم زنش، میگه: خانم جان این چیه؟ میگه: بچه ست. میگه: دوستش داری؟ میگه: آره خوب، معلومه. میگه: پس چرا قورتش دادی؟! |
| |
۴۰. یک بابایی رو می فرستند ماموریت آذربایجان. یارو روز اول وارد شهر میشه، از یکی می پرسه: ببخشید، بهترین هتل این شهر کجاست؟ ترکه یکم نگاش میکنه، میگه: گریبی؟! اینجا بهترین، بدترین هتل نداره که. یک مسافرخونه داره، اونم دوتا چهار راه جلو تر دست چپه. خلاصه یارو مستقر میشه. شب حوصلش سر میره، میگه حالا که بیکاریم یک سینما بریم. میره از یکی می پرسه: ببخشید، اینجا بهترین سینماش کجاست؟ یارو یکم چپ چپ نگاش میکنه، میگه: گریبی؟! اینجا بهترین، بدترین سینما نداره که. یک سینما داریم، اونم سه تا چهار راه جلو تره. خلاصه یارو سینما رو پیدا می کنه، میره جلوی باجه بلیط فروشی، میگه: یک بلیط بدین برای همین سانس، فقط جاش خیلی جلو نباشه. بلیط فروشه یک نگاهی بهش می کنه، میگه:گریبی؟! جای جلو، جای عقب نداره که. بلیط میخری، میری تو، هرجا گیرت اومد وامیستی! خلاصه یارو میره تو، از قضا یک جایی تو بالکن گیرش میاد. وسطای فیلم، احتیاج به قضای حاجت پیدا میکنه. از کناردستیش میپرسه: ببخشید، دستشویی کجاست؟ طرف یک نگاهی بهش میکنه، میگه: گریبی؟! دستشویی مسشویی نداره که، همین جا بلند میشی وامیستی، کارت رو می کنی! یارو با خودش میگه: بابا این عقلش ناقصه. از اونیکی کنار دستیش می پرسه، اونهم همین جوابو میده. خلاصه یارو داشته خیلی بهش فشار میومده، می بینه چاره ای نداره. بلند میشه، قضیه رو درمیاره، شروع می کنه به شاشیدن! یهو یکی ازون پایین داد میزنه: هـــوی! گریبی؟! یک جا نگیریش، تکون تکونش بده!!! |
| |
۴۱. ترکه میره دکتر، میگه: آقای دکتر این بواسیر من خیلی اذیت میکنه. دکتره میگه: لباساتو دربیار، برو دمر بخواب رو اون تخت، ببینیم مشکلت چیه. خلاصه یارو ترکه کونلخت دمر میخوابه، دکتره هم یک دستکش اساسی دستش میکنه، نوک انگشتش رو میکنه به ماتحت ترکه، میپرسه: اینجا درد میکنه؟ ترکه میگه: نه آقای دکتر، یکم جلوتر. دکتره دستشو تا مچ میکنه تو، میپرسه: اینجا؟ ترکه عرق ریزان میگه: آاای.. نه آقای دکتر، یکم جلوتره. دکتره دستشو تا آرنج فرو میکنه تو، میپرسه: اینجا؟ ترکه اشک ریزان میگه: آااای.. نه آقای دکتر.. اوووخ.. جلو تره.. دکتره شاکی میشه، دستشو تا کتف فرو میکنه تو، میپرسه: اینجاست؟! ترکه نعره زنان میگه: آااای .. آره... آآ.. همینجاست! دکتره اخم میکنه، دستشو میکشه بیرون، میره جلو دستشویی صابونو بر میداره، میگه: عزیزجان، شما لوزهت چرک کرده!!! |
| |
۴۲. مگسه روی ترکه نشسته بود .. ترکه میگه : خدا رو شکر ... نمردیم و یه گهی شدیم |
| |
۴۳. یه نفر به یه ترکه میگه آقا کبریت داری؟ ترکه دو دستی میزنه به سینشو همینجوری میاد تا کمرش (تریپ دنبال کبریت گشتن) میگه : نه ولی عجب بدنی دارم!!!! |
| |
۴۴. یه ترکه شاخ به شاخ تصادف میکنه ,بهش میگن چه جوری شد؟ میگه راستش ما داشتیم می رفتیم , اونام داشتن میرفتن , نگو میومدن
|
۴۵. ترکه پسرش رو میفرسته ژیمناستیک، بعد از یه مدتی میبینه پسرش روز به روز جای اینکه پیشرفت کنه هی داره پسرفت میکنه. یک روز میره سر جلسه تمرینشون ببینه چه خبره، میبینه از بچش به عنوان خرک استفاده میکنند!! |
|
۴۶. ترکه با چند تا رشتیه نشسته بودن داشتن جوک می گفتن، رشتیا برای ترکا جک میگن، نوبت ترکه که میشه، تا میاد بگه: یه روز رشتیه... همه بهش میگن بشین بابا نمیخواد بگی! دوباره یه دور میزنه میرسه به ترکه، باز تا میاد بگه: یه روز یه رشتیه... میپرن وسط حرفش، نمیذارن بگه. بار بعد که نوبت میرسه به ترکه، میگه: یه روز یه ترکه داشته میرفته با سر میخوره زمین! همه رشتیا میخندن بعد ترکه میگه: ولی وقتی بلندش میکنن میبینن رشتی بوده |
| |
۴۷. ترکه داشته تو اتوبان کرج با سرعت میرفته , یه دفعه رادیو پیام میگه : "رانندگان عزیز که در لاین تهران به کرج در تردد هستند مواظب باشن یه اتوموبیل در لاین مخالف در حرکت است" ترکه همینجور که داشته فرمونو اینور اونور میکرده میگه : لامصبا یه دونه دوتام نیستن !!!! |
| |
۴۸. تو مجلس حاج منصور چراغارو خاموش کرده بودنو لخت شده بودن سینه میزدن حاج منصور میگه که خوب چراغارو روشن کنید ترکه داد میزنه : جون مادرت صبر کن شورتمو دزدیدن |
| |
۴۹. ترکه توی پارک یه دختره رو میبینه و خیلی باهاش حال میکنه. میره جلو میگه: خانوم ببخشین، اسم شما چیه؟ دختره با عشوه جواب میده: عطر گل یاس، اسمم ثریاس! بعد از ترکه میپرسه: اسم شما چیه؟ ترکه یه فکری میکنه، با ادا میگه: بوی گوز خر، اسمم گضنفر |
| |
۵۰. ترکه زنگ میزنه بهشت زهرا و از اپراتور میپرسه : آقا این درسته که میگن شهیدان زنده اند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اپراتوره میگه بعله قربان.........بعدش ترکه میگه : پس قربونت این اصغر آقای ما رو صدا کن کارش دارم |
| |
۵۱. رفیق ترکه بهش میگه: غضنفر بیا بریم یک دست پینگپنگ بزنیم... ترکه میگه: ول کن بابا، پینگپنگ هم شد فوتبال؟ |
| |
۵۲. یه ترکه میره حموم دوش حموم رو میبینه میگه :گوشت چرخ شده دیده بودیم آب چرخ شده ندیده بودیم |
| |
۵۳. یه ترکه میوفته تو آب. رشتیه مبینه میگه اوووو خرماهی |
| |
۵۴. زن غضنفر گم شده بود، با برادرش رفتند کلانتری. افسر نگهبان گفت: مشخصات زنت چیه؟ غضنفر گفت: زن من خیلی خوشگله، موهاش بوره، چشماش سبزه، قدش بلنده... برادر غضنفر بهش گفت: چرا دروغ میگی؟ ربابه کجا موهاش بوره و چشماش سبزه؟ غضنفر گفت: ساکت باش! بذار حالا که میخوان پیدا کنن، یه دونه خوبشو پیدا کنن |
| |
۵۵. یه روز یه ترکه می زنه باباش و میکشه، بعد بهش میگن چرا باباتو کشتی؟؟؟ میگه آخه این روزهای آخر به چشم بد به مادرم نگاه می کرد |
| |
۵۶. به یه ترکه میگن : خبر داری غضنفر موبایل گرفته ؟؟؟ ترکه میگه : اِِ ..بیچاره.... از ایدز هم بدتره ؟؟؟؟؟؟ |
| |
۵۷. یه بار دوتا ترک سوار پژو میشن ... یکی شون میگه : آی راننده ، یه نوار بذارتو پخش حال کنیم .. رانندهه میگه : نوارا تو داشبورده ، قربونت خودت یکی وردار بذار .... ترکه داشبورد رو باز میکنه هی نوارا رو زیرورو میکنه ،آخر یه نوار ویدئوپیدا میکنه ..بعدم با زور ترکیش فشارش میده توضبط .... دوستش که میبینه اینجوری میکنه یه پس گردنی بهش میزنه میگه : آخه خره ،توچقدر ترکی !!!! این نواره واسه تریلیه نه پژو |
| |
۵۸. ترکه می خواسته بره شکار خرگوش .ازش می پرسن چه جوری میخوای خرگوش شکار کنی.می گه کاری نداره می ری پشت درخت صدای هویج در می یاری |
| |
۵۹. به ترکه میگن حال ساده رو تعریف کن میگه : لب | | | | |
2 نوشته شده در دوشنبه یازدهم مهر 1384ساعت 14:22 توسط سید مرتضی آذری |
نظر بدهید
با سلام و خسته نباشید!
امروز بعد از اینکه از خوابگاه به کلاس اومدم یک لغت جالب ارسکی یادم اومد که شاید شما (ارسکی ها) هم خیلی از این کلمه استفاده کرده باشید. با خودم گفتم بد نیست در مورد این لغت چند سطری رو در این وب توضیح دهم.
این لغت کلمه اشتو است، که قدیمی تر ها خیلی از این کلمه استفاده می کنند. تا جایی که خودم میدونم این کلمه دارای دو کاربرد و به تبع آن دارای دو معنی متفاوت است.
کاربرد اول:در این صورت، کلمه اشتو به صورت فعل به کار میرود و به معنی اشتها داشتن است. مثلا" میگویند :خیله اشتو داری؟ یعنی : خیلی اشتها داری؟
کاربرد دوم:در این صورت، کلمه اشتو به صورت یک کلمه پرسشی به کار میرود و به معنی چطور و چگونه میباشد. مثلا" می گویند:اخه اشتو م برم به قلاباد؟ یعنی: آخه من چطور برم به قلاباد؟ در بعضی جاها به معنی برای چی؟ هم به کار میرود. مثلا شاید جمله بالا به معنی :برای چی من برم به قلاباد؟هم معنی میدهد.
تقدیم به دوستداران طبیعت





2 نوشته شده در شنبه نهم مهر 1384ساعت 11:15 توسط سید مرتضی آذری |
نظر بدهید
سلامی گرم،به گرمی تابستانی که گذشت
امروز دوشنبه ۴/۷/۱۳۸۴ می باشد. امروز حال کردم از لهجه شیرین ارسک و ارسکیها بگم. حالا اینکه از کجا شروع بکنم خیلی مشکله.اول از لهجه دهستان ارسک بگم بهتره.باید بگم حتی داخل ارسک هم دو تا لهجه متفاوت وجود دارد. به این ترتیب ارسک به ۲قسمت شرق و غرب تقسیم می شود. البته زیاد هم تفاوت وجود ندارد و فقط ارسکی ها می تونند این تفاوت رو احساس کنند و اگر شخصی از بیرون از ارسک به این روستا بیاد شاید خیلی متوجه این تفاوت ناچیز نشه.
لهجه مردم ارسک، رقه، بشرویه و روستاهای اطرافش تقریبا" شبیه هم است.
حالا کمی به لغات و اصطلاحات ارسکی می پردازم و این لغات رو به فارسی روان ترجمه می کنم. شاید هر لغتی معادل فارسی آن وجود نداشته باشد و احتیاج به توضیح داشته باشد:

۱-کشمو:این لغت یا اصطلاح بشتر بین کشاورزان این دیار رایج است .این لغت از ۲قسمت کشت+مان تشکیل شده است و به معنای مزرعه کشاورزی است در قسمت شمال روستا.
۲-کولی:نادان،احمق،سفیهو......
۳-ورهمشور:بی نظم، بی برنامه و....
۴-سرپتو:کسی که در حین انجام دادن کاری دچار حواس پرتی بشه. به این حوای پرتی اصطلاحا" سرپتو شدن گویند.
۵-تاموز:اگر حرف (ز)رو با فتحه تلفظ کنیم این کلمه به معنی تا آن موقع است.
۶-شروت: اگر حرف (ر) رو با تشدید تلفظ کنیم این کلمه قسمتی از یک تکه پارچه رو شامل می شود
۷-ترقز:من نمی دونم به همین شکل نوشته میشه یا نه ولی به معنی پرتاب است.
۸-کجک: وسیله ایست که بیشتر در کشاورزی از آن استفاده می شود و در بعضی مواقع به آن چار شاخ یا هشت شاخ هم گویند.
۹-نخ شتی:اگر حرف (ت) رو با تشدید تلفظ کنیم به معنای نخ پنبه ای است.
۱۰-ور جلیدن:اگر حرف (ل) رو با تشدید تلفظ کنیم به معنای جمع کردن نخ می باشد
خوب برای امروز کافیه. اگر شما خواننده عزیز لغت یا اصطلاح ارسکی دارید به من ایمیل بزنید.
از دوستداران سینما دعوت می کنم یه نگاهی هم به عکس ها زیر بندازند.

پرویز پرستویی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مریلا زارعی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پژمان بازغی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

عسل بدیعی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پارسا پیروزفر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بهاره رهنما
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کامران دیرباز
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

هانیه توسلی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

هانیه توسلی و امین حیایی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تقدیم به دوستداران سیاوش
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
2 نوشته شده در دوشنبه چهارم مهر 1384ساعت 16:48 توسط سید مرتضی آذری |
نظر بدهید
سلام عرض می کنم خدمت همشهری های عزیزم
به نام خدا
اینجانب سید مرتضی آذری دانشجوی رشته علوم دامی دانشگاه علمی- کاربردی شهید هاشمی نژاد مشهد هستم. تصمیم گرفتم اوقات فراغت خود را به ساختن وبلاگی در مورد ارسک بپردازم.خوب همین اول کار نمیدونم ازکجا وچطوری شروع کنم، به مهین خاطر از شما همشهری های عزیزم تقاضای کمک دارم. چنانچه مطلبی داشتید که مایل بودید در این وبلاگ آورده شود به آدرس زیر ایمیل بزنید. من از انتقادهای سازنده شما هم خوشحال خواهم شد.
morteza_mr19@yahoo.com

این گل قشنگ رو تقدیم می کنم به هر چه بچه ارسکیه بحاله!
خوب دیگه میخام کمی از ارسک و مردم خوبش براتون بگم:
ارسک دهستانی است که در ۲۵ کیکومتری بخش بشرویه واقع شده است. این دهستان دارای روستاهای زیادی است. اسامی تعدادی از این روستاها در خاطرم است مثل: فتح آباد،حجت آباد، محمد آباد،اسلام آباد، کلاته دلاک، کلاته حاجی، خرپیو،انج بالا، انج پایین، سنج و .......
جمعیت این دهستان حدود۴۰۰۰نفر است. این دهستان در پای یکی از رشته کوهها به نام اشتران کوه واقع شده است.ارسک به ۲بخش مجزا تقسیم شده است: بخش شمالی که زمین ه۸ای کشاورزی و باغات این دهستان در این بخش واقع است و بخش جنوبی که خانه های مسکونی ارسکی ها در این بخش قرار دارد.
اغلب ارسکی ها به کشاورزی و دامپروری مشغول هستند. این روستا دارای یک قنات آب در قسمت شمالی است. آبی استحصالی از این قنات در تابستان به مزارع پنبه و در فصل زمستان به مزارع زعفران وارد می شود. در جنوب ارسک تعداد نسبتا زیادی چاههای عمیق کشاورزی وجود دارد. اغلب محصولات تولیدی این موتور پمپ ها جو،گندم و پنبه می باشد.
اداره درست و حسابی در این دهستان وجود ندارد. اگر مسئولان جهاد کشاورزی به تاسیس یک مرکز خدمات کشاورزی در این دهستان همت کنند باید بگم خیلی خدمت بزرگی در حق مردم و کشاورزان این منطقه کرده اند تا کشاورزان مجبور نشوند برای خریدن کود، سم و اقلام مورد نیاز خود به بشرویه و در بعضی مواقع به فردوس بروند.
خوب برای امروز کافیه !
عکس ها و گلهای زیر رو تقدیم میکنم به تمام هنرمندان و هنر دوستان:







2 نوشته شده در یکشنبه سوم مهر 1384ساعت 13:23 توسط سید مرتضی آذری |
یک نظر